
09368983640
نویسندگان وبلاگ:


إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ فىِ قُلُوبِهِمُ الحْمِيَّةَ حَمِيَّةَ الجْاهِلِيَّة (فتح / ۲۶)
تو اگر هنوزبه رسم جاهلان برای نشان دادن کثرت قوم و قبیله ات حتی قبرها را می شماری ...
من تلاوت می کنم: الهکم التکاثر * حتی زرتم المقابر
من مسلمانم
قبله ام کعبه
نیتم پاک از ریا
دوستانم پاکی از انسانیت
دشمنم ناپاکی و ریب و ریا
***
حافظ این جمله به یادم داد
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
یاد آن آموزگار ساده پوش
اولین روز دبستان باز گرد کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسبهای چوبک
خاطرات کودکی زیبا ترند یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود آّب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است سفره پرازبوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی با هوش بود فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمایی شدید ریزعلی پیراهن از تن میدرید
تا درون نیمکت جا میشدیم ما پر از تصمیم کبری میشدیم
پاکن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود رنگ دفترها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج وکار بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد بازکوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک میشدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم هم نام و هم یادت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من باز گرد این مشقها را خط بزن
مرد با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدي، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و چاق بوده، مي گفتند و مي خنديدند، مرد گفت: 'خداوندا نمي فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند که به يکديگر غذا بدهند، در حالي که آدم هاي طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر مي کنند!'
هنگامي که حضرت موسي از دنیا می رفت، به شما مي انديشيد، هنگامي که عيسي مصلوب مي شد، به شما فکر مي کرد، هنگامي که حضرت محمد (ص) رحلت می فرمود نيز به شما مي انديشيد، گواه اين امر کلماتي است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، اين کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما يادآوري مي کنند که يکديگر را دوست داشته باشيد، که به همنوع خود مهرباني نماييد، که همسايه خود را دوست بداريد، زيرا که هيچ کس به تنهايي وارد بهشت خدا (ملکوت الهي) نخواهد شد.
پی نوشت:
بر اساس تعالیم اسلام "لئیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام" حضرت علی (ع)
چه تعبیری خدا در نقطه دارد ؟ / که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا ( س ) / همین اندازه کوثر نقطه دارد
( سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد )
*
شمع شب افروز حیدر میرود سوی جنان / با دلی بشکسته و با قامتی همچون کمان
پر گرفته مرغ باغ آرزوهای علی / در غمش خون گرید امشب دیده هفت آسمان
دو بیت از استاد شیدا:
نئی تک اوجالیر، نالهٔ زاریم گئجه گؤندوز
سن سیز داها یوخ صبر و قراریم گئجه گؤندؤز
از بس گئجه گوندوزلری سایدیم سنه خاطیر
آرتئب دیلی زارئمدا شراریم گئجه گؤندؤز
**ترجمه از نویسنده وبلاگ (طاهر) **
همچو نی شد ناله کارم روز و شب
بیتو کی باشد قرارم روز و شب؟!
بس که روز و شب شمردم بهرتو
شد فزون در دل شرارم روز و شب
ای عاشقانه ترین احساس!
ای ترنم لحظه های تنهایی
ای شکوفه ! ای پر از یاس
کجایی؟
بیا که یاد تو را بهانه می کنند
تمام کودکان کوچه های تنهایی
و در دل عاشقانه های طوفانی
وجود تو نم نم نغمه های بارانیست
کجایی؟
ای زیباتر ازیاس و احساس
کجایی؟
گزارشگر بازی برای این که حساسیت بازی را با توجه دادن به تأثیر آن در جدول لیگ برتر بیشتر کند اظهار کرد این بازی برای تیمهای بالای جدولی هم از حساسیت خاصی بر خوردار است یقینا آنها هم این بازی را دنبال می کنند.
وی در توصیف نزدیکی امتیاز تراکتورسازی به استقلال گفت : «تراکتورسازی در جدول از رگ گردن به استقلال نزدیکتر است. »"نقل به مضمون"
با توجه به این که این عبارت از تعبیرات قرآنی است و خداوند متعال در مورد نزدیکی خودش به بندگان از این بیان (اقرب من حبل الورید) استفاده نموده جای تعجب و تأمل دارد!!
هنوز پس از سی سال
باز نظاره می کنم
پرپر شدن شکوفه های امید و آرزویم را
در بهاری زرد رنگ و خزان گونه
چه تماشا دارد !!
افتادن این برگهای رنگ رنگ آرزو
***
چه قدر بی هزینه و آسان
رقیب بی رحم
به تاراج می برد ثروت آرزوهایم را
***
و پرنده رویاهایم
چه قدر پریشان و بی صدا
در دست صیاد روزگار
تقلا می کند...
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند